شيخ محمد جعفر امامى
85
لغات در تفسير نمونه ( فارسى )
رعبانگيزى كه بر اثر سحر ساحران به وجود آمده بود اهميتى قائل شده باشد ، بلكه بدين جهت بود كه مىترسيد مردم فريب بخورند . « 1 » [ أَوْجَفْتُم : ] « فَمآ أَوْجَفْتُمْ عَلَيْهِ » « أَوْجَفْتُم » از مادّهء « ايجاف » به معناى « راندن سريع » است كه معمولًا در جنگها اتفاق مىافتد . « 2 » [ أَوْدِية : ] « مُسْتَقْبِلَ أَوْدِيَتِهِمْ » « أَوْدِية » جمع « وادى » ، به معناى درّه و محل جريان سيلابهاست . « 3 » [ أُوذِيَ فِي اللَّه : ] « أُوذِيَ فِى اللَّهِ جَعَلَ » تعبير به « أُوذِيَ فِي اللَّه » به معناى « أُوذِيَ فِي سَبِيْلِ اللَّهِ » است ، يعنى آنها در راه خدا و ايمان گاهى مورد آزارِ دشمن قرار مىگيرند . « 4 » [ أُورِثْتُمُوها : ] « أُورِثْتُمُوها بِمَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ » « أُورِثْتُمُوها » از مادّهء « ارث » گرفته شده و « ارث » در اصل به معناى انتقال يافتن مال و ثروتى از كسى به ديگرى است ، بدون اين كه قراردادى در ميان آنها باشد . ( يعنى از مسير طبيعى ، نه خريد و فروش و مانند آن ) و اگر به انتقال اموال ميت به بازماندگانش ارث گفته مىشود ، نيز از همين نظر است . « 5 » [ أَوْزار : ] « يَحْمِلُونَ أَوْزارَهُمْ » « أَوْزار » جمع « وِزر » به معناى بار سنگين و نيز به معناى گناه آمده و اين كه به وزير ، « وزير » گفته مىشود ، براى اين است كه مسئوليت سنگينى به دوش مىكشد . « 6 » [ أَوْزِعْنِي : ] « وَ قالَ رَبِّ أَوْزِعْني أَنْ أَشْكُرَ » « أَوْزِعْنِي » از مادّهء « ايزاع » به معناى « الهام » ، بازداشتن از انحراف ، ايجاد عشق و علاقه و توفيق است ، ولى بيشتر مفسران معناى اول را برگزيدهاند . « 7 » [ أَوْضَعُوا : ] « لَأَوْضَعُوا خِلالَكُمْ » « أَوْضَعُوا » از مادّهء « ايضاع » به معناى سرعت در حركت است و در اينجا به معناى تسريع در نفوذ ميان سپاه اسلام آمده است . « 8 » [ أُوقِيِّه : ] « أُوقِيِّه » يك دوازدهم « رِطْل » ، معادل هفت
--> ( 1 ) . طه ، آيهء 67 ( ج 13 ، ص 264 ) ( 2 ) . حشر ، آيهء 6 ( ج 23 ، ص 512 ) ( 3 ) . احقاف ، آيهء 24 ( ج 21 ، ص 371 ) ( 4 ) . عنكبوت ، آيهء 10 ( ج 16 ، ص 236 ) ( 5 ) . اعراف ، آيهء 43 ( ج 6 ، ص 217 ) ( 6 ) . انعام ، آيهء 31 ( ج 5 ، ص 260 ) ؛ نحل ، آيهء 25 ( ج 11 ، ص 225 ) ( 7 ) . نمل ، آيهء 19 ( ج 15 ، ص 462 ) ؛ احقاف ، آيهء 15 ( ج 21 ، ص 345 ) ( 8 ) . توبه ، آيهء 47 ( ج 7 ، ص 512 )